بسم الله الرحمن الرحيم.محمدا رسول الله والذين معه اشدا علي الكفار رحما بينهم
عقيده ي اهل سنت پيرامون شخصيت حضرت علي رضي الله تعالي و عنه
اهل سنت علي را داماد پيامبر اسدالله ابوتراب سر حلقه فقيران نمونه تقوي ومرد ميدان شجاعت و ازادگي و عدالت ميدانند و جزيه خوارج كه گروه اندكي بودند كسي پيدا نميشود كه محبت علي در دلش نقش نشده است و اصولا در اسلام هر جا شخن از علم و ازادگي است نام علي هم هست.علي شير ميادين شجاعت و نور مصابيح هدايت است.علم علي و انفاق و فضياتش در همه اعصار ضرب المثل ازادگان دلدادگان وادي عشق و معرفت الهي ميباشد.اهل سنت سيدنا علي را داماد رسول الله و اسوه ايمان و تقوا ميدانند.اما معتقدند مقام سيدنا علي رضي الله تعالي و عنه بعد از خلافه ثلاثه است واو را خليفه چهارم ميدانند و معتقدند انچه پيرامون مسايل خلافت صورت پذيرفته امري مقدر و از جانب خداوند بوده است((وكان امرا...قدر المقدورا))
و واقعه غدير خم را امر بر خلافت نميدانند.بلكه علت انرا ناراضي بودن يارانش از او بعد از برگشتن از يمن ميدانند.ما معتقديم كه اگر سيدنا علي از جانب خدا و پيامبر خليفه ميبود هرگز از اوامر خدا و رسول سركشي نميكرد.او ترك واجب نميكند و از بشر نميترسد.علي وزير ظالم نميشود و هرگز از ظالم تمجيد نميكند.وشخصيتي با اين همه تقوا و شجاعتكه نمونه و تك بود هرگز زير بار ظلم نميرود و چون اتش پيكار را بر تحمل عار ترجيح ميدهد.علي مرگ رنگين را خوشتر از زيست ننگين ميداند.علي ترسو نيست.علي دختر خود را به ظالم نميدهد.علي پشت سر ظالم نماز نميخواند ...علي اسدالله است.
ما معتقديم انچه نسبت به مسايل خلافت پيش امد بنابر مصلحت نبود چون اگر مصلحت مسلمين مدنظر بود بايد در جنگ جمل و صفين به وصيت عمل ميكرد و جنگ نميكرد.ثانيا خود حضرت علي در خيلي جاها از نهج البلاغه مايل به وزارت است واگر مايل به خلافت بود و امر خدا و رسول بوده بايد وقتي كه ميخواستند بعد از قضيه شهادت سيدنا عثمان با او بيعت كنند نميگفت((دعوتي التمسو غيري واني لكم وزيرا خيرا لكم مني اميرا))
ابومصعب