بسم الله الرحمن الرحيم.محمدا رسول الله والذين معه اشدا علي الكفار رحما بينهم
خوانندة عزیز! سراسیمه نشو و پیشاپیش تعجب نکن؟ با من ادامه بده، لطفا به این پرسشها پاسخ بده.
فرزندت را چه می نامی؟ آیا اسمی را برایش می پسندی که از دید شما و همسر و خانواده ات معنی و دلالت روشن و دلکش و دوست داشتنی دارد، یا اینکه هر چه پیش آمد خوش آمد؟! حتی اگر اسم دشمنانت باشد؟! سبحان الله، واقعاً شگفت انگیز است،
خوانندة عزیز! سراسیمه نشو و پیشاپیش تعجب نکن؟ با من ادامه بده، لطفا به این پرسشها پاسخ بده.
فرزندت را چه می نامی؟ آیا اسمی را برایش می پسندی که از دید شما و همسر و خانواده ات معنی و دلالت روشن و دلکش و دوست داشتنی دارد، یا اینکه هر چه پیش آمد خوش آمد؟! حتی اگر اسم دشمنانت باشد؟! سبحان الله، واقعاً شگفت انگیز است، ما امروز در این عصر جهالت و غفلت از دین، برای فرزندانمان اسم معنی دار و دلکش و جذاب و با شخصیت انتخاب می کنیم، اما حاضر نیستیم این اصل را در مورد بهترین انسانهای روی زمین که در عصر طلایی زندگی میکردند بپذیریم، و می گوئیم نه! آنها به دلائل سیاسی و اجتماعی مجبور شدند اسم دشمنانشان را بر روی فرزندانشان بگذارند، بدون اینکه احساس و عاطفة شان، آنانرا راهنمایی کند!
عجیب است که سروران امت و عاقلترین انسانها، و صاحبان عزت و افتخار و شجاعت که علاوه بر شجرة طیبه (نسب شریف)، شخصیتهای آنان نیز همچون نور می درخشد، از ابتدائی ترین معانی انسانیت محروم نگه داشته می شوند! تا جائیکه به آنان اجازه داده نمی شود که فرزندانشان را به نامهای پسندیده و محبوب شان نامگذاری کنند، بلکه مجبور می شوند نام دشمنانشان را بر روی فرزندانشان بگذارند، آیا این باور کردنی است؟
شایان ذکر است که این نامگذاری تنها برای یک فرد نبود بلکه اهل بیت مجموعه ای از فرزندانشان را با این نامها افتخار بخشیدند، و این نامگذاری پس از سپری شدن و فراموش کردن دشمنی نبوده بلکه به ادعای آنان در اوج دشمنی بوده است که ما می گوئیم خیر بلکه در اوج محبت بوده، زیرا دشمنی ای در کار نبوده است، این مساله مهم و قابل توجهی است که باید آنرا دقیق مطالعه کرد، و روی آن حساب نمود، زیرا که در آن دلالت های فراوانی است و در آن رد بر تمام آن داستانهای خیالی و افسانه های مسموم و اوهام و خرافاتی است که دلهای صاف مسلمین را مکدر و صف محکم آنان را متفرق کرده است، این حقیقت به قدری روشن و قابل فهم است که هر انسان عاقل و بی غرضی براحتی می تواند آنرا درک کند، و هر انسان با شعوری که احساس و عاطفه اش نَمُرده باشد خیلی ساده می تواند آنرا بفهمد، و ناممکن است که انسانهای عاقل و آزاده بپذیرند که براستی این نامگذاری نمایشی بوده باشد، و نه امکان رد و تاویل آن وجود دارد.
لذا در پایان بن بست با خط درشت نوشته است، عشق و محبت و احترام صحابه و اهل بیت نسبت به یکدیگر چنان در رگ و خون آنان عجین شده بود که بوی عطر صفا و صمیمیت آن تا امروز نیز مشام جهانیان را عطر آگین می کند، اما بیمارانی که حس بویایی شان کار نمی کند و همواره دچار زکام و سرما خوردگی هستند؛ از استشمام این نعمت بزرگ محرومند و شاید هم مدعی شوند که بوی گند به مشامشان می رسد، راست می گویند؛ چون مریضند، اگر سالم بودند تشخیص می دادند که ادعای بوی گند دروغ است؛ جهان عطر آگین است ولی آنها مانند کوری هستند که عصاکش آنان دیگرانند و خدا نکند که خودِ عصاکش هم کور باشد!
علی علیه السلام از فرط محبتش با خلفای ثلاثه ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم، سه تا از فرزندانش را با نام گرامی آنان نامگذاری می کند.
ابوبکر(ع) ابن علی ابن ابی طالب که با برادر بزرگوارش امام حسین - علیه و علی آبائه الصلاة والسلام – در صحنه کربلا به شهادت می رسد.
عمر(ع) ابن علی بن ابی طالب که با برادر بزرگوارش امام حسین (ع) در حماسه کربلا شرکت می کند و پس از جهاد و مبارزه، زنده با امام زین العابدین به مدینه بر می گردد. و نسلش ادامه پیدا میکند.
عثمان (ع) ابن علی ابن ابی طالب که با برادر بزرگوارش امام حسین (ع) در کربلا به شهادت می رسد.
امام حسن مجتبی علیه السلام نیز سه تا از فررندانش را ابوبکر(ع) و عمر(ع) و طلحه(ع) نام می گذارد که با عمویشان درکربلا به شهادت می رسند.
امام حسین علیه السلام نیز فرزندش را عمر(ع) نام می گذارد.
امام زین العابدین علیه السلام یک دخترش را عایشه(س) ویک پسرش را عمر(ع) نام می گذارد، که نسل عمر ابن زین العابدین ادامه پیدا می کند.
همچنین بقیه اهل بیت از نسل عباس ابن عبدالمطلب و نسل جعفر ابن ابی طالب و مسلم ابن عقیل و دیگران، که در اینجا ما در صدد درج تمام این اسمها نیستیم بلکه مقصود فقط ذکر نمونه هایی است که مطلب مورد نظر را روشن کند.
بعضی شیعیان منکر این حقیقت هستند که علی و فرزندانش علیهم السلام فرزندان خودشان را به این نامها نامگذاری کرده اند. البته اینها فقط کسانی هستند که یا اطلاع ندارند چون مطالعه نمیکنند و با کتابها سروکاری ندارند، و یا اینکه تجاهل عارفانه می کنند و قصداً از روی ضد و عناد این حقایق روشن را انکار میکنند.
خوشبختانه بسیاری از ائمه و علمای بزرگ تشیع اینگونه جهالت مقصود یا غیر مقصود را رد کرده اند، زیرا دلائل وجود این نامهای مبارک قطعی و یقینی است، چون نسلهای آنان ادامه دارد و بلکه خود کتب تشیع که جریان حادثه کربلا را نقل می کنند گواهی می دهند که ابوبکر ابن علی ابن ابی طالب و ابوبکر ابن حسن ابن علی و عمر ابن علی و عثمان ابن علی (علیهم السلام) درکنار امام حسین به شهادت رسیدند.
آری اینها شهدای صحنه کربلا هستند، این امر را خود برادران شیعه درکتابهایشان آورده اند، شاید شما بپرسید پس چرا در حسینیه ها از این قبیل شهداء اسمی برده نمی شود و در دسته های عزا داری کسی نام آنها را نمی برد؟! طبیعی است باید هم بپرسید، اما پاسخ اینگونه پرسشها را ما نباید بدهیم، از کسانی بپرسید که بیشتر از ما ادعای حب اهل بیت دارند، که براستی چرا از این قهرمانان اهل بیت هیچ خبری نیست در حالیکه عمر ابن علی ابن ابی طالب وعمر ابن حسن ابن علی از شجاع ترین و حماسه آفرین ترین مردان آن صحنه تاریخی بودند.
خلاصه اینکه مسألة نامگذرای ائمه اهل بیت (علیهم السلام) فرزندانشان را به نامهای افتخار انگیز ابوبکر و عمر و عثمان و عائشه و طلحه و زبیر و معاویه و دیگر بزرگان صحابه (رضوان الله علیهم اجمعین) یکی از مسائل مهمی است که در قاموس تشیع نوین هیچ پاسخی برای آن نمی توان یافت. ناممکن است اگر بگوئیم آنها بدون در نظر داشتن معنی و دلالت این اسمها فرزندانشان را به این نامهای گرامی و فخرآفرین نامیدند، هیچ عقل سلیمی باور نمی کند، و این را هم نمی توان گفت که این یک دسیسه و سازش حساب شده از طرف اهل سنت است که از قدیم الأیام در کتب تشیع دست برده اند، و این گونه مطالب را در آنها گنجانیده اند! زیرا معنی این گفته طعن و تشکیک در تمام روایات وکتب تشیع است. بنابراین هر روایتی که شیعیان از آن خوششان نیامد بگویند این دسیسه و سازش از سوی اهل سنت است! در این صورت هر کس هر روایتی که موافق میلش نبود می تواند به همین سادگی رد کند و بگوید این توطئه است! بویژه آنکه در مکتب تشیع هر مجتهد زنده ای خیلی راحت می تواند هر روایتی که خواست رد کند و آنرا نپذیرد چون خودش مجتهد است و هیچ قانون و ضابطه ای هم وجود ندارد که او را باز دارد.
از چیزهای بسیار خنده آور این است که مقصود از نامگذاری به نامهای صحابه بزرگ سب و توهین و لعن و نفرین آنان بوده است،کما اینکه فرموده اند! هدف از نامگذاری به اسمهای این چهره های تاریخ ساز، بدست آوردن دل عامه (اهل سنت) بوده است، یعنی امامان اسم فرزندانشان را به اسم دشمنانشان گذاشته اند تا اینکه اینها را توهین کنند و در نهایت دشمنانشان مورد اهانت قرار گیرند و یا اینکه مردم تصور کنند که امام، خلفاء را دوست دارد. یعنی اینکه تقیه کرده است . به به !!!
چه شخصیتی از امام می سازیم!، امام یعنی کسیکه هر کارش بر خلاف اعتقاداتش است! تا اینکه یاران خودش و سایر مردم را بفریبد و به آنها وانمود کند که دشمنانش را دوست می دارد، در حالیکه دشمن آنها است و از روی ترس چنین میکند!!.
چگونه امام تاریخ آینده و نسل های پس از خود را حیران و سردرگم می گذارد و نعوذ بالله با این حیله ها و ترفندها که با عزت و کرامت و شجاعت و اخلاق خاندان نبوت منافات دارد به خودش و خاندانش اهانت روا می دارد، چرا؟! فقط برای اینکه بنی تمیم یا بنی عدی یا بنی امیه را از خودش راضی نگهدارد، کسانی که با سیرت پاک ائمه( علیهم السلام) آشنایی دارند قطعا می دانند که ائمه از شجاع ترین مردم بودند بر خلاف روایات جعلی و ساختگی ای که ائمه را مردانی بزدل و ترسو و دروغگو معرفی میکنند،که نه برای دینشان انتقام می گیرند، و نه آبرو برایشان مهم است، و نه عزت و کرامت برایشان معنایی دارد، و متأسفانه چقدر زیاد است از این دست روایتهایی که بنام دین به مردم قالب شده و مردم با چقدر اخلاص و پاک دلی آنها را پذیرفته اند.
کاری که ائمه ( علی وفرزندانش) ـ علیهم السلام ـ کرده اند از قوی ترین دلائل عقلی و روانی و حقیقی است که صدق محبت آل بیت علیهم السلام با خلفای راشدین رضی الله عنهم و سایر اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می رساند، شما شخصاً این حقیقت را دارید مشاهده می کنید و اصلاً جای هیچگونه انکار و تردیدی وجود ندارد. و این واقعیت ارشاد پاک و منزه خداوند را عینیت می بخشد که فرمود:
( مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ)
«محمد رسولِ خداست و کسانی که با اویند برکافران سخت گیر و در میان خود مهربانند. آنان را در حال رکوع و سجده می بینی که از خداوند فضل و خشنودی میجویند. نشانة درستکاری آنان از اثر سجده در چهره هایشان پیداست.»
خوانندة عزیز! لطفاً آیه را دوباره با دقت تلاوت کنید و معانی آنرا تصورکنید و در صفت رحمت که در آیه کریمه آمده(رحماء بینهم) بیشتر بیندیشید، ببینید که به چه نتیجه ای می رسید.