بسم الله الرحمن الرحيم.محمدا رسول الله والذين معه اشدا علي الكفار رحما بينهم

| سخنرانی عبدالعزیز سلیمی | |
|
|
| 22 مرداد 1387 ساعت 16:55 | |
|
ایشان در ادامه گفتند: |
زاهدان – خبرگزاریها
حمیدی با انتشار بیانیه ای ازسوی روابط عمومی دادگستری سیستان وبلوچستان اعلام داشت :" عبدالناصر طاهري صدر فرزند سهراب و يعقوب مهرنهاد فرزند علم خان به جرم محاربه و فساد فيالارض به اعدام محكوم شده و حكم آنان در سحرگاه يكشنبه 14/5/87 به اجرا درآمد."
این مقام قضایی محلی میگوید که متهم ردیف اول ، یعقوب مهرنهاد با نام مستعار بنیامین ،عضو گروه مسلح "جندالله" بوده ودر جریان گروگانگیری این تشکیلات بلوچی وانتقال یکی از گروگانها به پاکستان وقتل وی نقش داشته است .
حمیدی ،متهم ردیف دوم را که گفته شده با نام مستعار "امیر صلاح الدین" فعالیت داشته متهم به راه اندازی تشکیلاتی بنام جهاد به عنوان شاخه داخلی "جندالله" به رهبری عبد المالک ریگی وعضوگیری در میان جوانان بلوچ کرد و افزود:" با استفاده از محملهاي گوناگون و بستر ارتباط با جوانان بلوچ اقدام به فريب تعدادي از آنان كرده و بالاخره برنامه ترور و گروگانگيري افرادي را در داخل و يا حين ماموريت به پاكستان طراحي و اجرا كرده كه به لطف الهي به همراه افرادش دستگير و به موجب حكم شرعي اعدام شد."
به گزارش خبرگزاریهای داخلی به نقل از دادسرای عمومی وانقلاب زاهدان احکام صادره علیه این دو تن پس از "تایید مراجع عالی قضایی و مخالفت با عفو نامبردگان از سوی کمیسیون عفو استان ،در محوطه زندان مرکزی زاهدان اجرا شد.
بعضی از سازمانهای بلوچی و فعالان حقوق بشر ،آقای یعقوب مهرنهاد را یک روزنامه نگار وفعال حقوق بشر بلوچ ورییس "انجمن جوانان صدای عدالت" معرفی کرده اند واعلام داشته اند که وی در آوریل 2007 به همراه چند فعال حقوق بشر وروزنامه نگار دستگیر شده بود . وحکم اعدام وی مورداعتراض بسیاری از سازمانهای حقوق بشر قرار گرفته بود .
سازمان عفو بین الملل نیز در تاریخ 12 فوریه 2008 طی گزارشی اعلام داشته بود که "یعقوب مهرنهاد فعال فرهنگی و مدنی بلوچ، بر اساس یک اتهام نامشخص و بعد از یک محاکمه ناعادلانه که در پشت درهای در بسته صورت گرفت به اعدام محکم شد. گفته شده که وی شکنجه شده است."
مناطق بلوچ نشین ایران در شرق این کشور که هم مرز با ولایت بلوچستان پاکستان است هر از چندی صحنه اقدامات مسلحانه گروه جند الله می باشد كه بنام "جنبش مقاومت ملى ايران " تغيير نام داده است ودولت جمهوری اسلامی ایران این سازمان را تشکیلاتی تروريستى ميداند وآنرا به قتل افراد غیر نظامی وقاچاق مواد مخدر در استان سيستان بلوچستان ايران كه اكثريت ساکنان آن بلوچهاى سنى مذهب هستند متهم ميكند.
جند الله که عبد المالک ریگی آن را رهبری می کند در ماه ژوئن گذشته با حمله به یک پاسگاه ، 16 نفر از نیروهای نظامی ایران را به گروگان گرفت واعلام داشته که تاکنون 4 نفر از آنان را در پایان مهلت های تعیین شده به قتل رسانده است . این گروه روز جمعة 20-6-2008 با ارسال یک فیلم ویدیویی به تلویزیون العربیه تهدید خود را اعلام کرده بود.
البي بي سي / أعدمت السلطات الإيرانية صحفياً بتهمة الانتماء لجماعة سنية القي باللوم عليها في مجموعة من الهجمات جنوب شرقي البلاد.
وقال علي جامشيدي المتحدث باسم السلطة القضائية إن يعقوب ماهرنهاد ورجلاً آخر قد شنقا الاثنين في زاهدان عاصمة محافظة سيستان بلوشستان.
وأدين ماهرنهاد في فبراير الماضي بالانتماء إلى جماعة "جند الله" وبارتكاب "جرائم ضد الأمن القومي".
واعتقل ماهرنهاد العام الماضي في مدينة زاهدان بينما كان يعد تقريراً لصحيفة في طهران.
وتقول تقارير إن الصحفي ماهرنهاد أشرف على جمعية خيرية يبدو أنها كانت تعمل على تحسين تعليم الأطفال.
وظلت محافظة سيستان بلوشستان المحاذية لباكستان وافغانستان تعاني لوقت طويل من التهريب وتجارة المخدرات والاختطاف، وغالبية سكانها من البلوش وهم مسلمون سنة.
وتقول جماعة "جند الله" التي تعرف أيضاً باسم "حركة المقاومة الشعبية" في إيران، إنها تقاتل ضد الاضطهاد الديني والسياسي ضد الأقلية السنية في البلاد، بينما تقول الحكومة إنها حركة إرهابية.
وفي فبراير 2007 أعدمت إيران شخصاً مشتبهاً في انتمائه لجماعة "جند الله" بعد اتهامه بقتل 11 عضواً من الحرس الثوري.


در این اجتماع با شکوه مهمانانی از گوشه های مختلف کشور بزرگ ایران حضور به هم رسانیده اند.


همایش فارغ التحصیلان در موعد مقرر برگزار میشود
|
در این همایش که همه ساله برگزار میشود، شخصیتهای برجسته علمی، متفکران و اندیشمندان مذاهب اسلامی داخل و خارج کشور، علما، فرهیختگان، دانشگاهیان و عموم مردم دیندوست و شیفتگان قرآن وسنت از سراسر کشور عزیز ایران حضور به هم میرسانند و از فضای عطرآگین ومعنوی همایش و ارشادات و نصایح علمای اسلام مستفیض میشوند. سنی آنلاین |
نويسنده : نورالدين بلوچ
دراين سالهاي تاريك وسرد كه با نعره هاي مستانه اربابان جور فرياد هيچ ستمديده اي شنيده نميشود ، در زماني كه از شدت شكنجه ها ووحشت ، كسي را ياراي تصور مخالفت با جلادان حاكم نيست در شرايطي كه اقليتي وابسته ، همه دنيا را به كام خود ميبينند واكثريتي بي تفاوت براي گذران زندگي به لاك خود فرورفته تا آهسته بيايند واهسته بروند واز شاخ وتيغ وتير محروميت در امان باشند وبي دردسر زندگي كنند درحالي كه هرفرياد آزادي خواهي وحق طلبي به لب نارسيده خفه ميشود ودراين جزيره به ظاهر با ثبات ، همه چيز بروفق مرادشان هست جز ياس وافسوس پراكنده نميشود و.................
از گوشه وكنار اين سرزمين جواناني پاك باخته ورسته از اسارت ووسوسه هاي منفعت طلبي وعافيت جوئي مصمم شده اند كه باراراده خداوند شب تاريك وظلماني زمينيان را با ستاره گان آسماني اش روشني وبرجامعه فشرده ومنجمد ، گرما ونيرو بخشند وحيات وطراوت به ارمغان آورند ، قلدران را ناكام وبيتفاوت ها را از لاكهايشان بيرون كشند وامواج آگاهي وبيداري را بگسترانند .
جوانان عاشق وپاك باخته بلوچستان در مبارزه با استبداد وتبعيض وبي عدالتي با تحمل شكنجه هاي فراوان به جرم آشفته سازي خوابهاي اهريمني وآگاه بخشي مردمي به جوخه هاي اعدام سپرده شدند .
چه زيبا ومشتاقانه وتكبير گويان در جوار رحمت بي پايان خداوندي آرام گرفتند .............
طوبا لهم وحسن مآب ..... خوشا به حالشان كه سرانجام خوبي دارند (سوره رعد آيه 29)
(بياد شهيدان بزرگوار مولوي عبدالقدوس ملازهي ومحمد يوسف سهرابزهي ) روحشان شاد وراهشان پر رهروباد
شرکت بلاگ اسکای باری دیگر با عملی شرمناک وبلاگ آنتی شیعه را با همکاری وزارت اطلاعات ایران مسدود نموده وثابت نمود که خود را آلت دست یک گروه متحجر کرده است وبا همکاری آخوند های قاتل آزادی بیان را ذبح نمود و عزم ما بلوچ های سنی را بیشتر نمود می دانیم که این وبلاگ های ما برای دولت ایران گران تمام می شوند ومارا مصمم کرد که کوشش ما بیهوده نبوده وپیروزی نزدیک است و از بینندگان عزیز وبلاگ تقاضا داریم چون با مسدود کردن وبلاگ ها نمی توانند جلوی اطلاع رسانی ما را بگیرند لذا دوستان از این به بعد می توانند برای مشاهده مطالب به آدرس زیر مراجعه کنند .
www.antishea3.blogfa.com

مصاحبه با مولانا احمد نارویی در موضوع ختم بخاری

- با عرض سلام وخسته نباشید خدمت حضرتعالی
- و علیکم السلام ورحمة الله و برکاته
1- به عنوان اولین سوال لطفا مختصری در مورد مراسم فارغ التحصیلان( ختم صحیح بخاری) طلاب دارالعلوم زاهدان و برکات و تأثیرات این مراسم توضیح دهید.
- حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان در سال 1349توسط حضرت مولانا عبدالعزیز رحمه الله بنیانگذاری شد و در سال 1350- که در شرایط فعلی در خیابان خیام واقع هست- عملاً و رسماً آغاز به کار کرد.
در اوایل آغاز کار مدرسه با توجه به محدودیت منطقه، از نظر کمی و کیفی وسعت چندانی نداشت، اما با تلاش های مجدانه حضرت مولانا عبدالحمید (حفظه الله) که در زمان حیات حضرت مولانا عبدالعزیز رحمه الله مسئولیت مدرسه را به عهده گرفتند مدرسه مقداری توسعه یافت و در دهه شصت ترقی و پیشرفت چشم گیری داشت.
امام جمعه اهل سنت زاهدان : دولتیان از خط قرمز اهل سنت عبور نکنند
از لابلای نامه های رسیده به آژانس ایران خبر
این روزها دولت بسیار تلاش می کند تا فضای شهرهای استان سیستان و بلوچستان را فضایی فرقه ای کند تا بتواند بیشتر به سرکوب مردم زاهدان ادامه دهند.
این موضوع به قدری در سیستان و بلوچستان مساله ساز شده که امام جمعه اهل سنت زاهدان در نماز جمعه برای دولت خط و نشان کشید و گفت: ما آزادی مذهبی خود را بر اساس قانون اساسی می خواهیم و ذره ای از آن عقب نشینی نخواهیم کرد. همانگونه که شیعه خط سرخهایی دارد, مذهب سنی نیز خط سرخهایی دارد و ما اجازه به کار شکنی و قانون شکنی نخواهیم داد. وی با اشاره به سیاست های دولت گفت: دولت ایران تنها دولتی است که از قانون شکنی ها فرقه ای و مذهبی حمایت می کند. من به دوستان توصیه می کنم تا جایی پیش بروند که از خط قرمز عبور نکنند و برای برقراری امنیت در منطقه تلاش کنند.
شاید به ظاهر این یک خبر باشد, اما مصیبتی است که در حال حاضر دامن گیر ما شده است. سرکوب تحت هر نامی, از کرد, بلوچ, لر تا بد حجاب, اراذل و اوباش, معتاد, قاچاقچی و ....
فرقه گرایی و دامن زدن به آن نوع دیگری از سرکوب است که اگر در ظاهر دولت نقشی در آن ندارد, اما در پشت پرده حمایت خود را اعلام کرده است.
اما پرداختن به این موضوعات در سیستان و بلوچستان, با توجه به بافت فرهنگی و سنتی این استان, به غیر از اینکه مردم را بر سر موضوعات حاشیه ای به جان هم بیاندازد و باعث درگیری های خونین شود. نتیجه دیگری نخواهد داشت.
کاش مسئولان به جای پرداختن به این مسائل قدری هم به معضلات مردم فکر می کردند!!!
http://www.iran-ina.com/News-Details.aspx?newsId=8356&back=1
جمعیت اهل سنت منطقه سیستان از مرز 50% کل جمعیت گذشت!
به گزارش خبرنگار حاجی ورنا وبه نقل از یکی از متنفذین منطقه مقامات حکومتی اعلام کرده اند طبق آمار سجلی ورسمی نسبت جمعیت اهل سنت نسبت به جمعیت کل منطقه وسیع سیستان ، از مرز 50% گذشت.
در برهه زمانی نه چندان دور وتا چند سال گذشته از اهل سنت منطقه به عنوان اقلیت یاد می شد ودر خوشبینانه ترین حالات وبا احتساب جمعیت مهاجرین ؛ اعلام میشد که اهل سنت 40% جمعیت سیستان یا به تعبیر آنها دار الولایه را تشکیل می دهند. اینک با فضل واحسان الهی وزحمت علمای دلسوز و فعالیتهای مخلصانه برادران تبلیغی وبه برکت دعا ی مسلمین ومردم مظلوم منطقه ؛ بیداری دینی وبالا رفتن سطح آگاهی مذهبی مردم ، رشد جمعیت اهل سنت سیر صعودی گرفته است .
لازم به ذکر است که این آمار که بنا به تصریحات یکی از مقامات بلند پایه ودست اندر کار منطقه است که یکی از برادران که از معتمدین وفردی متدین است به آن دست یافته؛ فقط از منظررسمی وطبق آمار اداره ثبت احوال می باشد که قاعدتاً جمعیت غیر بومی ومهاجرین شهرهای دیگر که ساکن منطقه هستند ؛ را شامل نمی شود . که با احتساب این جمعیت احتمالا نسبت فوق الذکر از 60% هم می گذرد.
به امید روزی که جمعیت مسلمین در تمام مناطق عالم روند جهشی ؛ وجمعیت مشرکین وملحدین به صفر برسد ؛ توجه مسئو لین وسران حکومت را به این نکته معطوف میدارم که به تجربه ثابت شده فشارها وتبعیض ها و کشتن وبستن ها وبیداد گری وظلم ؛ نتیجه معکوس داشته وهمانطور که شاهدیم این رفتار شما ، مردم را منسجم تر وجوانان را مسجدی ومذهبی کرده باعث سرازیر شدن آنها به حوزه ها جهت فرا گیری علوم دینی نموده.... تا کور شود هر آنکه نتواند دید
سلام بر تمام دوستان خوبم
از اینکه بنده بعلت مسافرت چند روزی از میدان مبارزات شما دور بودم معذرت می خواهم وامیدوارم با همکاری شما عزیزان بتوانیم برای مردم منصفانه اطلاع رسانی بنما ییم و وبلاگ قبلی من آنتی شیعه توسط مدیر شرکت بلاگ اسکای تحت فشارهای دولت متحجر ایران بسته شد ومن در این باره بیشتر از شرکت مذکور متاسفم که زیر ژرچم آخوند ها آزادی بیان را ذبح کرده وثابت کرد که در مقابل تهدیدی کوچک یا وعده ای نا چیز می توان توسط پرچم داران آزادی بیان ٬ آزادی را از بین برد و عقیده متحجرانه خود را غالب نمود .
خلاصه بعد از دوری چند روزه دوباره در این وبلاگ فعالیت خود را آغاز نموده از تمام دوستان التماس دعا دارم .
مدیر وبلاگ : فاروق
امنیت، عدالت، مساوات و آزادی واژههایی هستند كه سبب و انگیزه اصلی انقلابها و مبارزات مردمی و تحمل رنجها و سختیها از سوی همه مبارزان در طول تاریخ بودهاند و این مقولهها چنان ارزشمندند كه بسیاری از پیامبران و مصلحان و قهرمانان جان خود را بر سر آن باختهاند و تقدیم كردهاند. هر چند در یك جامعه سالم دولتها تأمین رفاه مردم را به عنوان وظیفه اصلی خود میدانند تا مردم بتوانند با فراغت خاطر به دنبال معنویات و تأمین غذای روحی خود باشند و مراتب كمال را طی كنند، اما در این میان نظامهایی كه جامه دین را بر قامت خود میكنند از این جهت خود را مسئولتر میدانند، هر چند وظیفه فرستادن به بهشت بر عهده هیچ كس نیست و نمیتوان كسی را با زور به بهشت فرستاد بلكه باید بیشتر زمینه را آماده و مهیا كرد.
به گذشتههای دور نمیپردازیم، به سه دهه قبل برمیگردیم كه مردم ایران در همه مناطق با هر زبان و مذهبی و با هر فكر و سلیقهای در خیزشی عمومی شركت كردند و برای رسیدن به آزادی سیاسی و تعیین سرنوشت و برچیدن نظام ارباب و رعیتی و حاكمیت مطلقه فردی از جان و مال مایه گذاشتند. در نظام گذشته هر چند مناطق اهلسنت جزء محرومترین مناطق به شمار میآمدند اما مانند دیگر مناطق مانعی بر سر راه استخدامها نبود، در سازمانهایی مانند اوقاف، دادگستری،
صداوسیما و ... بسیاری از نیروهای اهلسنت كه اكثر سابقه تحصیل در حوزههای دینی را داشتند مسئولیتهایی را به عهده میگرفتند. حوزهها و مدارس دینی در كل شهرها و روستاها و در حجرههای سنتی زیر نظر علما و با استفاده از كمكهای مردمی اداره میشدند و حكومت هیچ نقشی در اداره آنها نداشت و دخالتی نمیكرد و كاملاً از استقلال برخوردار بودند. آنچه كه در ذهن هر فرد مذهبی و پرورشیافته مدارس دینی خطور میكرد تبدیل نظام سلطنتی موروثه فردی به یك نظام اسلامی برگرفته از صدر اسلام كه نماد عدالت و مساوات در بین همه اقشار با گفتن كلمه شهادتین و اظهار اسلام بود. از این نظر همه كسانی كه دغدغه اجرای احكام اسلامی را داشتند و آرزومند تحقق وحدت اسلامی و بازگشتن از جویبارهای مذاهب به دریای اسلام بودند، میپنداشتند كه مدارس دینی رونق بیشتری بگیرند و مدارس دینی اهلسنت از حمایتهای حاكمیت اسلامی بهرهمند شوند و ایران به عنوان كانونی برای تربیت متخصصان و كارشناسان مذاهب اسلامی بویژه اهلسنت درآید و پل ارتباطی بین دیگر مسلمانان با هموطنان ایرانی شوند كه متأسفانه در مقابل اگر در گذشته افرادی برای ادامه تحصیل به برخی از دانشگاههای برجسته جهان اسلام میرفتند این هم از دست رفت. هر چند بنیانگذار فقید انقلاب در امر ساختن مسجد برای اهلسنت در تهران دستور واگذاری زمینی داده بودند و در احیای وحدت اسلامی فرامین و پیامهایی صادر كردند، اما برخی افراد كه بازگشت مجدد عظمت اسلامی را به نفع خود نمیدیدند با اجرای برنامهها و كارشكنیهایی بنای تفرقه را گذاشتند و آن را قانونی كردند، كه در نتیجه موجب سرخوردگی و كنار كشیدن بسیاری از نیروهای اهلسنت از صحنههای مختلف انقلاب شد. هر چند برخی از مسئولان، صرف نظر از نیات آنان، اقدام به ساختن مراكزی به نام مراكز بزرگ اسلامی در استانهایی مانند كردستان و گلستان كردند كه انتخاب واژه بزرگ برای این مراكز به یك شوخی بیشتر شبیه بود، اما اقدام لازم و در خور و نتیجهبخشی از آنها مشاهده نشد جز اینكه موجب جدایی صف مردم و علما و تعطیلی مدارس و حجرهها در كردستان شد، به گونهای كه پس از این سی سال تاكنون یك فارغالتحصیل این مراكز نتوانسته سمتی مانند امامجمعه را بر عهده بگیرد و حتی دست به دامان علمای گذشته در خبرگان و امامجمعه شهری همچون سنندج شدهاند. اما در مناطقی مانند بلوچستان و هرمزگان و خراسان كه حوزهها و مدارس دینی از استقلال برخوردار بوده و با كمكهای مردم اداره شدهاند بدون اینكه چشمداشتی به حمایتهای دولت داشته باشند،
نیازهای جامعه را از حیث تبلیغات مذهبی بر عهده گرفته و تأمین كردهاند. اما اخیراً در یك اقدام خلاف قانون اساسی شورای عالی انقلاب فرهنگی كه ریاست آن بر عهده رئیسجمهور است بدون هیچگونه نظرخواهی یا مشورت با صاحبنظران و علمای اهلسنت و یا مدرسان این حوزهها مصوبهای را تصویب كرده است كه هدف از آن برنامهریزی برای حوزههای دینی اهلسنت توسط شورایی یازده نفره است كه صرفاً سه تن از اعضای آن از علمای اهلسنت آن هم ترجیحاً از نمایندگان خبرگان خواهند بود كه این امر موجب تعجب و حیرت بسیاری از صاحبنظران شده است.
نیازی به قرائت مجدد این مصوبه و نقد و تحلیل محتوای آن نیست اما میتوان از چند جهت آن را بررسی كرد:
1ـ این مصوبه كاملاً خلاف قانون اساسی است چون در قانون اساسی در چند اصل به حقوق اهلسنت اشاره شده كه از آن جمله عدم دخالت در امور مذهبی آنان و آزادی برگزاری مراسم مذهبی و امور مربوطه به آنان است كه شامل مدارس دینی میشود؛ یعنی از مفهوم مخالف آن میتوان استفاده كرد كه دولت نمیتواند در این مدارس كه نهادهایی مدنی میباشند و هیچگونه بودجه دولتی به آنها تعلق نمیگیرد دخالت كند. و مسئولان این مدارس میتوانند به كمیسیون اصل 90 شكایت كنند و از این دخالت جلوگیری كنند.
2ـ از نظر اخلاقی آیا شورای عالی انقلاب فرهنگی چنین مصوبهای را برای برنامهریزی حوزههای اهلتشیع تصویب كرده است؟ آیا تأسیس این همه مدارس از سوی مراجع نیازی به مجوز داشته است؟ آیا از یك عالم اهلسنت برای برنامهریزی حوزههای اهلتشیع حتی در كشورهای سنینشین نظری خواسته شده است و یا استعلامی شده است؟ آیا نمیتوان پیشبینی كرد و نتیجه گرفت كه هدف دخالت در امور این مدارس این است كه اگر مدرسهای تاكنون استقلال خود را حفظ كرده است از این به بعد با دخالتهای مختلف و اعمال سلیقههای متنوع به همان سرنوشت مدارس زیر نظر مركز بزرگ دچار شوند كه امروز به درخت بیثمری تبدیل شدهاند. مگر افتخار حوزههای اهلتشیع استقلال از دولتها نبوده است پس چرا باید چنین شیوهای را برای مدارس اهلتسنن نپسندید؟ اهلسنت انتظار داشتند در سال انسجام اسلامی و در راستای تحقق این شعار حداقل كارهایی انجام شود كه به نوعی در عمل آثار مثبت خود را نشان دهد و اعتمادسازی نماید نه اینكه بر عكس با چنین مصوباتی شعاری بودن این شعار آشكار شود.
3ـ از جهت منافع و مصالح اقتضا میكند كه دولت بنا به وظایف اصلی خود در جهت تحقق وعدههایش در راستای مهرورزی و عدالتگستری تلاش كند و به حل مشكلات فراوان و متنوع اقدام نماید و با دخالت در امور حوزههای اهلسنت موجبات تنش و شكاف بین دولت و ملت را فراهم نكند. زیرا اگر تصمیم به تعطیلی مدارس با اتخاذ شیوههای نادرست و برای حذف مذاهب مختلف پیش گرفته شود چنین كاری بس عبث و بیهوده است و فرجامی برای طراحان چنین پروژهای ندارد و حساسیت جامعه اهلسنت را میافزاید و آنان را بر مواضع خود استوارتر میكند. چون تاكنون سیاستهای اتخاذ شده نه در راستای عدالت بوده است و نه در مسیر وحدت اسلامی و نه در اجرای قانون در حق همه شهروندان. اگر هدف از این مصوبه تضعیف این مدارس و در آخر به تعطیلی كشاندن آنهاست به نظر میرسد چنین هدف و برنامهای غیرعملی و غیرمنطقی است و نتیجهای نخواهد داشت و اگر هم نتیجهای داشته باشد دور كردن جوانان از مدارس دینی و گرایش آنان به سوی مكاتب دیگر و بیتفاوتی نسبت به كشور و دین است كه سودی هم برای تصمیمگیرندگان آن نخواهد داشت.
امید است دستاندركاران و برنامهریزان از این تصمیم خود صرفنظر كنند و پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب كه با هدف پیروزی اسلام بر كفر جهانی و حاكمیت اسلام و تحقق وحدت اسلامی صورت گرفته دچار سیكل معیوب و عقبگرد و سیر قهقرایی نشوند و آرمان همه خیرخواهان، مبارزان و شهیدانی را كه خالصانه در این راه از همه چیز گذشتند و وجود خود را نثار كردند به ناكامی نكشانند.
sunnionline
* استاد دانشگاه، نماینده مردم سنندج در مجلس ششم و مشاور امور اهلسنت وزیر كشور دولت هشتم.
زبانهای ايرانی دسته ای از زبانهای هندواروپايی اند كه با هم پيوند نزديكی دارند و اصل آنها به زبان واحدی يعنی "زبان ايرانی باستان" كه با زبان قديم هنديان آريايی نزديكی بسيار داشته ، مي پيوندند.
زبانهايی ايرانی را معمولاً ميتوان بر حسب شباهت يا جدايی صوتی و دستوری و لغوی آنها به دو دسته عمده تقسيم كرد: دسته غربی و دسته شرقی. فارسی، كردی، لری،بلوچی، لهجه های سواحل جنوبی خزرو لهجه های مركزی و جنوبی ايران همه به دسته غربی تعلق دارند. بلوچی اصولاً از گروه شمالی زبانهای غربی است و بلوچها ظاهراً از شمال به جنوب كوچ كرده اند و بعلت مجاورت با زبانهای شرقی ايرانی و ساير زبانهای هندی ازجمله هندی، سندی و براهويی بعضی لغات و صداهای آنهارا نيز اقتباس كرده است.
اولين محققی كه لهجه های بلوچی را بيشتر بطور سيستماتيك مورد مطالعه قرارداد ويلهلم گيگر Wilhelm Geiger بود. او بلوچی را به دو لهجه اصلی تقسيم كرده و بلوچی شمالی(سرحدی) و بلوچی جنوبی (مكرانی) ناميد. وی همچنين بلوچی جنوبی را به گروههای شرقی و غربی و بلوچی شمالی را به گروههای شمالی و جنوبی كه بترتيب توسط طوايف لغاری Leghلri و مری Mari نمايندگی ميشدند تقسيم كرد. گيگر برای نشان دادن تفاوت لغوی لهجه ها به اين واقعيت اشاره ميكند كه بلوچی شمالی به ميزان بالايی از زبانهای هندی همسايه لغت اقتباس ميكند در حاليكه بلوچی جنوبی بيشتر دارای لغات اقتباس شده با ريشه فارسی ميباشد.(ترجمه و نقل از جهانی (٨٩))



|
راننده شيخ اسامه بن لادن دادگاهي ميشود
|
چند هفته قبل حاجی ورنا پیامی خطاب به وبلاگ نویسان ومدیران سایتهای اهلسنت گذاشته بود که بحمدالله مورد اقبال تمام برادران اهلسنت قرار گرفت؛ولی در این میان سایت(بلوچ ء توار) جوابیه ای بقلم فردی به نام مهیم بلوچ پخش کردند تا بیش از پیش پرده از چهره واقعی قوم پرستها بردارد..
در ابتدا ذکر نکته ای خالی از لطف نیست وآن اینکه مخاطبین حاجی ورنا وبلاگ نویسان اهلسنت وخصوصآٌ برادران بلوچ که دلسوزانه در دفاع از هویت اسلامی وملی_مذهبی خویش قلم میزنند؛می باشد ونه هر بلوچ نما وسنی نمایی که البته توصیه اکید ما به آنها توبه واستغفار به درگاه الهیست وتعمق وتدبر در آیات واحکام وسنن اسلامیست که نیاز مبرم آنهاست. و سایتی که نام خود را بلوچءتوار گذاشته لازم است نام خود را به(یک بلوچء توارک) تغییر دهد زیرا ظن غالب آن است که طرفدار این تفکر نگارنده اش مهیم وملا زهی میباشند ونه بیشتر.
واما در ابتدای بیانیه! ایشان گفته اند که حاجی ورنا بااین پیام چه آینده مبهم وخطرناکی را برای ملل دربندایران ترسیم میکندو...واما به شهادت وگواهی بازدیدکنندگان تمت حرفهای حاجی صریح وبی پرده است وهیچ ابهامی در گفتار ونوشتار ما نیست،چرا که این سنت الهی ونبوی است که در مورد مسایل گوناگون عقیدتی وشرعی به صراحت سخن می گوید،اما خطرناکی آنراانکار نمی کنم واین خطر کسی را تهدید نمی کند جز صاحبان افکار منحرفانه وملحدانه ای امثال شما را که الحمدلله تعدادشان انگشت شمارند.
واما برچسب واپسگرایی که به حاجی زدید...اگر رجوع واتباع از قران وسنتی که بیش از 1400 سال از نزول آن میگذرد واپسگرایی است،درسته ما واپسگراییم، شاید متجددی مثل شما اگر به قران معتقد باشد حتماً درقرن بیست ویکم برایتان واپسگرایی است که به قران ما استناد کنید پس نگند در ذهن بیمارتان قرآن جدیدی را جستجو می کنید(معاذالله) اما زهی خیال باطل که تو که هیچ،اگر تمام جهان کفر وشرک وبی دینی که شما سنگ آنها را به سینه می زنید وذلیلانه سخنگویی ووکالت آنها را برعهده گرفته اید، راه به جایی نخواهید برد.